پنجره ی پشت سرمو باز گذاشتم ( چون لباس گرم پوشیدم اوکیم) و باد قشنگی می پیچه لا موهامو میزم..
با سارا یه مکالمه ی هیجان انگیز حول محور یقه های جینگولی داشتم که خیلی ام بابتش هیجانی ام. خوبه که دوس آدم هنرمند باشه.
این روزا گلی تو پی ن ت ر س ت می گردم واسه اتاقم..نمیدونم چی شد که یهو به سرم زد یه ذره عوضش کنم. چرا می دونم. چون میخوام دوربین بگیرم دلم میخواد یه برد ِ گنده ای تو اتاقم بزنم و عکسایی که می گیرم و کوچولو کوچولو روش چاپ کنم و همینطور عکسایی که بقیه ازم گرفتن و دوسشون دارم. بعد می خوام عروسکامو جمع کنم. همه رو به جز صورتی گنده هه. نمیدونم باید باهاشون چیکار کنم. تو فکر این بودم سر ِ چارراه ها بدم به این بچه طفلیا اما شقی می گه ک. س شر کاریه. حالا اگه شمام چیزی به ذهنتون رسید بگید.بعدش اینجوری یه طبقه رو واسه دوربین ِ نیومده ی قشنگم خالی می کنم و یه طبقه واسه cool stuff!
بعد به بابا گفتم بریم یه صندلی برا میز کامپیوترم بگیریم. یه صندلی ِ کول :دی
با اینا باس پاییز زمستونمو سر کنم دیگه.. این لوس بازیا.
پریروزی با پرس بودیم. خیلی خوش می گذره باش..بعد انقد مربونه..هر دفه ای که میاد یه چیزی برام داره. من؟ خجل ِ بی هنر ِ بی ذوق :( برام اون دفه ای کتاب ملت عشقو اورده بودش.. برام خوراکیای خوش مزه میاره.. این باری که نمیدونم چی چی ِ سیب و دارچین اورده بود که مزه بهشت میداد با یه آش دوغ محششششرر..بعد من که میشینم جلوش اون پریسا قوی گنده لاته میره اون دختر کوچولوئه میاد میشینه همه حرفاشو میزنه.همه ی اون چیزایی که حتی تو تنهایی میترسه مرور کنه. و باز بهتون توصیه می کنم بکوشید در داشتن دوستی های جدید و نو و تازه ...که اگه از توش یه پرس ام در بیاد کافیتونه.
ازش بدم میاد حتی.. اما دلم میخوادش.. ازش متنفرم اما دلم میخواد ببینمش...مثال ِ این حالت؟ اون آهنگه که میگه I hate you I love you I hate that I love you , don want to but I can't put nobody else above you
بعد همینه دیگه. واقعن همینه. بعد ک س خ ل ی که من هسم الان مثلن دیگه هیشکیو نمیخوام که! شیطنتمم نمیاد که. یعنی میشینم قشنگ واسه یکی ! کارما بیلیورم چون هسم. میگم نکنی من با فلانی فلان بعد خدا بگه اِ پس تو اوکی ای دیگه. بعد ایشونو بزاره دورتر.چه میدونم. اون روزی که از پرس جدا شدم بدجور طلبه ش بودم :))) وای جمله ی قشنگی گفتم. بعد مرسی از س و ا رم که امار میده.. دیدم دو مین پیشش به فلانی بوده. خب وا رفتم. اصن نمیدونم چرا زیادی ریختم بهم. پاشدم رفتم فلان بام و الکلم که این روزا ممنوعه انقد کشیدم و موزیک گوش دادم و بعدشم از این ایسگاها چایی گرفتم و اومدم خونه. بعد رسیده بودم خونه جلو آیینه وقتی داشتم ماسک می زدم صورتم بخودم گفتم اون تو بودی؟ اون تو بودی که اینهمه ریخته بودی بهم؟ چقدر چیپ به نظر اومدم خودم واسه خودم. که چقدر از درون داره از من انرژی می گیره این قضیه ! وا اخه مگه میشه هر شب خواب ببینم من! بگذریم اصن :))
پاشم برم باشگاه امروز بعدش برم ناخنامو درس کنم. بعدش برم شاید فرفره بخرم ها؟ بعدن اگه خوشم اومد ازش بش بدم. دلم؟ میخواد ببینمش این آخر هفته
آها راستی 10 جلسه ی ماساژم تموم شد و 6 سانت دور رونم کم شده بود و مشعوف کرد منو :دی حالا احتمالا یه پک دیگه هم برم.
آخر هفته تون قشنگ.
برچسب: تعطیلی پنج شنبه ها در هرمزگان,
نویسنده: بهار محمدی