خرید بک لینک
صدای پریسو در ساعت 8 شب جمعه محبوس در منزل می شنوید. چون اصن نه اجازه ی بیرون رفتن دارم امروز تقریبن نه جونشو :))) دیشب ساعت 3 صب رسیدم خونه و خونواده یه دعوای حسابی بام کردن. خب آره حق داشتن اما خب مگه میشه با اون عوضی آدم به فکر تایم باشه؟

چارشنبه زدیم بیرون شهر من و شقی، سر همون پیک اول اومد جلوترین جای ذهنم وایساد. هی زدمش کنار هی اومد. نشد دیگه. همه ی عقل و منطق و سیاستی رو که تو این چند روز در پیش گرفته بودم تو اولین فرصت که بچه ها رفتن تو برقصن گذاشتم کنار و از بالکن پریدم پشت ماشینای پارک شده و زنگ زدم بش. خب قطعا خریت بود. حالم از خودم بدش خیلی بهم خورد. تا صبش که زنگ زد بم بهم میخورد. بعدش دیگه یه ذره خودمو بخشیدم. اولین چیزی که صب چک کردم تایم مکالمه بود : 12 دقیقه! یادم نمیاد خیلی چیا گفتم و شنیدم. بهتر بگم دلم نمیخواد یادم بیاد. همین که گفتم چرا بین این همه آدم اینجا من یاد توام به اندازه ی کافی شت بود. بعدش ؟ هیچی اون شب کلی رقصیدیم و خوش گذشت با شقی و تو راهم استوری گذاشتیم هر دومون و صب پاک کردیم. تلفن دم ِ دست آدم نباشه بابا این موقع ها! من یاد کسی نمی افتادم آخه که! بگذریم. صبش؟ morning of the shame مثلا. زد برام خوبی؟ جواب ندادم زنگ زد جواب ندادم. بعد زنگ زدم.مرسی بودم که به روم نیورد حداقل.

پنج شنبه شب؟ دورهمی با فلانی و شقی و همه رو بیخیال شدم و تو برنامه هام اونی رو رفتم که اونو داش توش. ساز زدن ، موزیک گوش کردیم ، غذا خوردیم ، رقصیدیم ... نه نه اینجوری دلم نمیخواد تعریفش کنم. بزار اونجوری که دلم میخواد تعریفش کنم. که از اون ور کانتر اومد این سمت و بوس و بغل از پشت داشتم. یا نزدیک ترین رقصی که داشتم با کسی. از اونجاش که رف نشست پشت درام منم نشستم رو ساز خودش با هم زدیم. می گف چرا انقد خوب میزدی؟ باید حواسمو جمع می کردم رفقا! نگاش که می کردم ریتم از دستم می رفت :))) شت! دختره ی چارده ساله ای که من هستم. kas اومده تو استودیو میگه باهم جیش می کنید بچه ها؟ :))) باید می گفتم بش نه یکی جیش می کنه یکی ل ب می گ یره از ش :))) نه که همش قشنگ باشه ها؟ نه بغلم کرد و قول گرف دوس ِ هم باشیم. طفلیمو ترسوندن حاجی :) قول دادم خب. اینا برای چه ساعتی بود تا 11 و نیم؟ از تیم چار نفره اون دختره 1 رف.. منم کم کم رفتم آماده شم. آماده شدنه خیلی طول کشید اما قوی ظاهر شدم :)) اون تایم تو اون اتاق و همه ی حرفایی که زد که زدم. خدافظی کردیم. نشستم تو ماشنیش. دیره خیلی.. بابا صدبار زنگ می زنه. نمی تونسم برم که! گریه کردش؟ قربون ِ گریه ش نباید می رفتم؟ هر شب داره یه برش از گذشته شو میگه. خب درد کشیده دیگه. سی سالگی جای ک س ش ر گفتن نیس که! تو دیگ ه ب گ ا رفتی که داری گر ی ه می کنی که می ترسی ....میگم بیخیال ماشین ِ من همینجا بمونه منو برسون. می گه یه کار دیگه می کنیم! خر ِ دیگه نیس؟ منو با ماشین ِ خودم رسونده بعد پیاده راهی شده؟ از ته مه های ولیعصر تا بالاهای شریعتی.. خر نیس؟ نشسته تو بی آر تی...یه ویدیو فرستاده برام.. استوری گرفته از کل کوچه های ما تا بی ار تی و اینها. صب پاک کرده. استوریاش ماله منه این چند وقته :))) استوریای مستی و پاک کنین حتمن. خونه؟ داد می کشن سرم. من؟ ببخشید ببخشید ترافیک بود ! خارج از شهر بودم. رفتم نشستم تو کمد باهاش حرف زدم. می گم برس. گرچه غیر رمانتیک ترین قسمتش اینجاس که ایشون نرسیده من خوابیده بودم :)))) یه آخر هفته ی دیگه م باش سپری شد. قشنگترین. ظهر رفتم دندون پزشکی بعد خرید صبانه برا خونه به نشونه ی جبران. کل مسیر بام درتی تاک داش. گفتم حقته. مگه قول ندادی دوس باشیم دیگه ام تند نریم. بیا دیشب ترمزتو کشیدم دیگه حاجی :)))))

قشنگه برام. اولین نفریه که عقل و دل و اعضا و جوارح همممه تاییدش می کنن! اولین نفره جدن. هر وریشو می بینم دوس دارم. خوشم میاد. من نمیدونم چی میشه. اما با تمااام قوا واردش شدم. من یه چیزیو شاید خیلی غیرقابل باور باشه گفتنش .. اما من از شکست رابطه ای و احساسی به گ ا نمی رم. حاضرم اینو بنویسم و امضا کنم.تهش یه بار گریه س. این ته ِ ته شه ها. واسه همین چون ته دلم قرصه به خودم. می رم جلو. البته اینم بگم من ترجیحم این بود که از کسی خوشم نیاد آره اصن من دنبال ک س ک لک بازیم اما مطممئن تره خب اونجوری. حالا اما افتادم تو این بازی دیگه م ی رم تا تهش. بعد این باری به خدا اصن نمی گم هر چی صلاحه و این صبتا... می گم حاجی من می خوامش . باید بدیش. خی ر و شرشم با خودم اینباری :))

بعد این وسط یه سزیا خب خوشالن برام. مثه پرس مثه شیم. این دوتا بهم مرتب ادوایس میدن take care می کنن منم همه چیو بهشون می گم. خب به پرس خیلی شفاف تر :دی شقی؟ ما نسبت به پارتنرای هم حسادت داریم متاسفانه اما اوکیه. الان جفتمون از یکی خوشمون میاد و هی همو حمایت می کنیم چون قشنگ می فمیم همو.

بین نوشتن این پست مادر دختری نشستیم به گردو شکستن و خوردن . بعد داداشه اومد و لوبیا پلو سالاد شیرازی زدیم بر بدن و سه تای سر شام کلی بمون خوش گذشت.

شاید شبم همگی رفتیم یه دوری زدیم :)

راستی نمیدونم گفتم یا نه که ماس آ ژ ل ا غ ریو شروع کردم و خیلییی دارم جواب می گیرم از ورزش و ما ساژ کنار هم. لاغر شدم و الان مخصوصن به این قضیه احتیاج دارم.

یه هفته چین؟ قول مدیرم واسه وختی که رکورد امسالمو زدم. خیلی نزدیکه. انرژیاتونو سر این موضوع میخوام. مثبتاشو قویاشو :)

و واسه آخرشم..میشه اهن گ د ی وانه ی دام ا هی و گوش کنین؟ از یادگاری های این دو هفته س ...

برچسب: دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید,دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید دانلود,دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید شعر,دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید متن,دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید گنجور,دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید به انگلیسی,دیوانه چو و دیوانه ببیند خوشش آید همای و مستان,شعر دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید از کیست؟,10 دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید,ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد, نویسنده: بهار محمدی تاريخ: پنجشنبه 25 شهريور 1395 ساعت: 19:11

صفحه بندی